حجت الاسلام پناهیان:در سال آخر "اسلام ناب" ورد زبان امام بود

میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1037
بازدید دیروز : 3524
بازدید هفته : 4561
بازدید ماه : 4561
بازدید کل : 743518
تعداد مطالب : 3392
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3392
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1037
:: باردید دیروز : 3524
:: بازدید هفته : 4561
:: بازدید ماه : 4561
:: بازدید سال : 160971
:: بازدید کلی : 743518
نویسنده : گمنام
دو شنبه 14 خرداد 1391

امام با یکی دو مفهوم بسیار کلیدی و روشن به تبیین مواضع انقلابی خودشان پرداختند. این تفاوت آنقدر در سال آخر عمر امام آشکار و روشن است که به هیچ وجه نه تنها نمی شود آن را بی حکمت تلقی کرد بلکه حتي نمی شود آن را پرحکمت ندانست.

در ابتدا يك بحث آماری از فرمایشات امام را عرض می کنم. یکی از اصطلاحاتی که امام در ادبیات انقلاب اسلامی تولید کردند کلمه اسلام ناب محمدی(ص) است. این کلمه اسلام ناب در تعابیر امام یک کلمه متعارضی هم داشت یعنی ضد اسلام ناب كه اسلام امریکایی بود. امام به تفصیل هر دو اصطلاح را در مقابل همدیگر قرار داده و توضیح می دادند چنان كه انگار بخواهند کار آموزشی انجام بدهند. شما حتما این کلمات را در ادبیات امام شنیدید و مطالعه کردید اما من آماری از فراوانی این کلمات در سال آخر عمر شریفشان برایتان عرض کنم تا معنادار بودن آن در مواضع خاص سیاسی و انقلابی و معنوی امام در سال آخر عمرشان مشخص بشود.

اسلام ناب، عبارتي كه ورد زبان امام در سال آخر بود

کلمه اسلام ناب در صحیفه امام که بیست و یک جلد است مجموعا سی وچهار مرتبه تکرار شده است. یک بار در جلد بیست و 33 بار در جلد بیست و یک. چقدر معنا دارد این آمار؟ به عبارت دیگر دو بار قبل از قطعنامه امام از کلمه اسلام ناب استفاده کردند و 32 بار بعد از قبول قطعنامه.

اين در صورتي است كه اگر بعد از قبول قطعنامه سخنان امام را ببییند بسیار حجم کمی دارد، دیگر امام کمتر سخنرانی کردند و شاید اصلا سخنرانی نکردند. یکی دو تا بیانه و اطلاعیه و یکی دوتا جریان عزل ونصب بود اما ظاهرا سخنرانی نبود. از سی و سه مورد اسلام نابی که در جلد بیست ویک گفتند، بیست و هشت مورد مربوط به نه ماه پایان عمر شریف امام است. حتی ما سال آخر را هم نمی گوئیم تا فشردگی این کلمات در چند ماهی که امام دیگر آهنگ وداع را نواخته اند معلوم شود. اين از عبارت اسلام ناب.

اما کلمه اسلام امریکایي در بیانات امام اینگونه است: یک بار در جلد هفده که کاملا معلوم است این یک بار امام زیاد اصرار نداشتند به این اصطلاح بپردازند. ولی برای اولین بار در سال شصت و دو در جلد هفده این را فرمودند. دو بار در جلد بیست. که سال شصت و شش را شامل می شود و پانزده مرتبه در جلد بیست و یک. یعنی کاملا معنادار در سال آخر اکثراً از این اصطلاح استفاده کردند.

امام ليبرالها را كنار منافقين مي‌آورد

در کنار این ادبیات و اصطلاحاتی که به صورتی ویژه و فشرده می بینید در کلمات حضرت امام است از مفهوم لیبرالها امام یازده بار استفاده کرده است. این یازده بار ده مرتبه اش در جلد بیست و یک است. یک مرتبه اش قبل از انقلاب است که کسی این اصطلاح را بکار برده و درباره اش دارد از امام مصاحبه می گیرد. یعنی اگر خبرنگار از آن استفاده نمی کرد شاید امام هم استفاده نمی کرد. امام حتی به نقد مارکسیسم هم نپرداخت، برایش ارزشی قائل نمی شد. زمان سخن امام پرحکمت بود یعنی در چه زمانی به چه مفهومی بپردازد حتی در مقام نقد.

کلمه لیبرالها را در تمام آن ده بار همراه با کلمه منافقین استفاده کردند. این فراوانی به ما نشان می‌دهد که امام پس از دفاع مقدس و درآستانه وداع با این مردم نگران چند مسئله هستند. یکي اينكه اسلام ناب که همان اسلام حقیقی انقلاب و اسلام پابرهنگان و اسلام شیعه به معنی واقعی کمله است شناخته نشود و خوب از آن حراست نشود و با اسلام غیر ناب تمییز داده نشود. چون اسلام در زمان امام رونق گرفته بود و دیگر بحث رونق اسلام نبود. ما از مسئله و مرحله رونق و جا افتادن اسلام گذشته بودیم.

 

حضرت امام همیشه رو به جلو سخنرانی می کردند. افقها یا فضای زمانی که امام در نظر می گرفتند برای سخنرانی کمی به گذشته و حتی به زمان خودشان تعلق داشت. بیشتر به زمان خودشان و آینده و بیشتر به آینده تعلق داشت. معلوم است کسی که لحظات آخر عمر شریف و بابرکت خودش را دارد پشت سر می گذارد نگرانی هایش نسبت به آینده بیشتر از وقت های دیگر است و از اين رو همیشه رو به جلو سخنرانی می کردند. ايشان معمولا به مفاهیمی می پرداختند که نه تنها آن زمان به آن نیاز بود بلکه بعد از آن زمان هم به آن ها نیاز بود.

به همین دلیل در اوایل انقلاب زیاد به مارکسیستها نپرداختند و حال آنکه نیاز بالفعل بود. منتها اهمیت نمی داند، می فرمود اینها که رفتنی اند. آینده اش را می دید و الان را به آن نمی پرداخت. پس امام با یک آینده نگری این مفاهیم را در مواضع انقلابی خودشان به کار گرفتند.

عبارت اسلام آمريكايي تكان دهنده بود

این مفاهیم نشان دهنده کدام نگرانی ها از جانب امام است؟ اول اينكه اسلام ناب خوب شناخته نشود و در رونق بازار اسلام این اسلام حقیقی گم بشود.

دوم اينكه خداي نكرده جای این اسلام ناب اسلام تقلبی -اسلام امریکایی- جایگزین شود. شما الان شاید اصطلاح اسلام امریکایی برایتان اصطلاح جا افاده ای باشد ولی آن زمان که آمریکا دشمن اسلام بود حضرت امام کلمه امریکا و اسلام را کنا هم می گذاشت. آن زمان اسلام خیلی عزیز بود و رونق گرفتنش دل همه را شاد می کرد اما امام اسلام عزیر را برمیدارد و کنار کلمه منحوس آمريكا می گذارد که حتی شاید اگر می شنیدید تکان می خوردید.

اسلام آمريكايي آن زمان اصطلاح عجیبی بود و یک نوع برانگیختی در مردم ایجاد می کرد. به نوعی پارادوکسیکال است. اسلام و آمریکا چگونه می توانند کنار هم باشند؟ مي فرمايند اسلام آمریکايي و نه حتی اسلام ضعیف و اسلام سست در مبارزه با آمریکا و یا اسلام موافق با نظام سلطه، بلكه امام آخرش را می گویند: اسلام آمریکایی!

وقتی می روید در تفسیر امام می بییند که مبالغه نمی کند و دردمندانه می‌خواهد حرفی را بزند و هشیاری بدهد. نه تنها باید مواظب باشید که اسلام ناب را شناسیایی و محافظت بکنید بلکه باید مواظب باشید در دام خطر اسلام امریکای نیفتید. بی انصافی است در حق امام و قدرناشناسی است نسبت به مقام امام که ما بررسی اسلام امریکایی و اسلام ناب را کنار بگذاریم. آیا اين امر مسئله زمان ما نیست؟

امام مي‌خواست از ليبرالها متنفر باشيم و نه فقط مخالف

نکته جالب این است که امام با این تعبیر یا با این شیوه برخورد نمی کردند که قرائت های مختلفی وجود دارد، دیدگاه های مختلفی وجود دارد، بلكه امام کاملا انقلابی موضع گیری می کردند. سعی امام در منفور جلوه دادن اسلام امریکایی یا در منفور نشان داد لیبرالهایی که این بلا را سر اسلام می آورند و آن را تبدیل به اسلام امریکایی مي‌كنند، سعی وافری بود.

حالا یکی از کلمات امام را نقل به مضمون می کنم که مال اواخر عمر ایشان است. می فرماید لیبرالها و منافقین که -گفتم همیشه با هم بکار می رود – همان منافقینی که سر پدر خانواده را مقابل چشم فرزندانش در سر سفره افطار گوش تا گوش می برّند. امام چه صحنه ای را به ما نشان می دهد؟ چقدر اصرار دارد که ما متنفر باشیم از منافقین پست فطرت که سر پدر را سر سفر کنار بچه ها می برند؟ این یعنی چه؟ چرا امام می خواهد این صحنه را به ما نشان بدهد و کلمه منافقین را با اين کلمه در ذهن ما تثبیت کند و کلمه لیبرالها را که خیلی اتوکشید و صلح طلب اند و ظاهرا معقول به نظر می رسند، اینها را کنار هم می گذارد تا متنفر شوید و حالتان بهم بخورد؟

امام فقط مواضع اسلام امریکایی را تبیین نمی کردند. وقتی که اسلام امریکایی را تحلیل و توصیف می‌کردند از تعابیری مانند اسلام قدرتمندان خون آشام، سرمایه داران زالو صفت و... استفاده می کردند که تو درجا متنفر بشوی ا